
خلاصه:
آقای روباه بینظیر باید مرغ دزدی، و بوقلمون قاپی و شراب زنی را کنار بگذارد و پدری مسولیت پذیر برای فرزند در راهش شود. اما وسوسه دزدی نمی گذارد. تصمیم میگیرد برای آخرین بار به دزدی برود و از مزرعه دارهای خسیسی چون باگیس، بانس و بین دزدی کند. او موفق می شود اما مزرعه داران درپی انتقام برمی آیند و روزگار را بر او و دیگر حیوانات سیاه می کنند.










